کامبیز شبانکاره
از ابتدای تکیه زدن احمدی نژاد بر صندلی ریاست جمهوری در گیری لفظی میان او و جاسبی رسانه ای شد. دولت احمدی نژاد تمام
تلاش خود را برای پروژه ی یکسان سازی مدیریت دانشگاهها و تحت اختیار گرفتن سیستم اعتراضات دانشجویی بکار برد و عبدالله جاسبی در تمام این برخورد ها بعنوان نماینده ی امنای دانشگاه در مقابل خواست دولت ایستاد . اما حضور وی در مراشم تنفیذ و علی الخصوص وقایع اخیر در دانشگاه آزاد شق دیگری از تبانی را به ذهن متبادر می کند.
همه می دانیم که جاسبی صرفاً بازوی اجرائیست و نه تصمیم گیرنده و هیئت امنا که در رأس آنها هاشمی رفسنجانی قرار دارد؛ تصمیم گیرنده ی اصلی هستند. اما چگونه است که این جناح پس از وقوع وقایع اخیر و کودتای خونین سپاه هنوز هم چنین محافظه کار در مقابل اکثریت دمکراسی خواه می ایستد.
اینجاست که سکوت رفسنجانی در این روزها خبر از اتفاق نگران گننده ای می دهد؛ ترس، محافظه کاری و شاید مصالحه ی پشت پرده میان سپاه و رفسنجانی و اینجاست که می اندیشم این بازی دو قربانی حکومتی میخواست که ظاهراً در این میان موسوی و کروبی این قربانیان بوده اندو تعدادی بازیکن که سیاه لشگرهای این نمایش به حساب می آمدند؛ که مردم بودند.
اما این محاسبات ناگهان غلط از آب در آمده چراکه سیاهی لشگرها با جنبش سبزشان ثابت کردند بازیگر اصلی این داستان هستند و این جاست که هاشمی رفسنجانی بایست تکلیف خود را مشخص کند یا منافع شخصی و یا مردم.
آینده ی این داستان واضح تر از آنست که نیاز به توضیح باشد و اگر اشخاصی نظیر هاشمی رفسنجانی و عبدالله جاسبی مواضع خود را بصورت روشن اعلام نکنند؛ در همان جایگاهی خواهند بود که خامنه ای و احمدی نژاد هستند.
آقای جاسبی ! این مردم فقط وقتی باورتان می کنند که بسیجیان خلع ید شده و از دانشگاه خارج شوند. از چه میترسید؟ باور کنید توان این جوانان جنبش سبز بسیار برتر از سلاحهای کودتاچیان است.
عجله کنید مردم خیلی در انتظار شما نخواهند بود.
No Comments Yet
هنوز دیدگاهی داده نشده.
RSS نظرها TrackBack Identifier URI
دیدگاهتان را بنویسید:
RSS - Posts
