آب در خوابگه مورچگان

هردم از این باغ بری میرسد
تازه تر از تازه تری میرسد
من خرم!
من گاوم!
من اسبم!
من کرگدنم!
اشتباه نکنید، شعر نو نیست . این زمزمه های هر روزه ی منست وقتی می خواهم از خواب بیدار شده و چشمانم را باز کنم . دلیلش هم اینست که تصمیم ندارم فراموش کنم حقیقتاً چه هستم [...]