امضا کنید: بیانیه ی جامعه ی هنری ایران برای آزادی اعضای دربندش

متن بیانیه به دلایل متعددی تغییر کرده است. لطفا ً این نسخه را برای دیگر اهالی فرهنگ و هنر ایران بفرستید
برای امضا کردن نامه کافی ست نام خود را به این آدرس بفرستید
hagh.azadi@gmail.com
بیانیه به زودی منتشر خواهد شد، لطفا ً شخصا ً اقدام به انتشار آن نکنید

 ششم دی ماه آروین صداقت‌کیش (منتقد و پژوهش گر موسیقی) و حامد رجبی (فیلمساز) در خیابان دستگیر شدند.
پانزدهم دی ماه بهرنگ تنکابنی، (سردبیر) و کیوان فرزین (مدیر مسئول) مجله ی تخصصی موسیقی «فرهنگ و آهنگ» در دفتر این نشریه بازداشت و به محل نامعلومی منتقل شدند.
بیست و یکم دی ماه محمدعلی شیرزادی (مستندساز) هنگام ورود به منزل اش دستگیر شد.
بیست و دوم دی ماه مهرانه آتشی (عکاس هنری) و همسرش مجید غفاری در منزل شان بازداشت شدند. از وضعیت این دو خبری در دست نیست.
سی ام دی ماه، لی لی فرهادپور (نویسنده و مادر بهرنگ تنکابنی) در حالی که فقط یک روز از مرخص شدن او از بیمارستان به علت عارضه ی قلبی می گذشت، در خانه بازداشت شد.
 فرهنگ و هنر ایران را حضور اعضای آن معنا می‌بخشد. نمی توان از بالندگی ایران معاصر سخن گفت، آینده‌اش را در سر پروراند و پاره‌های این تن را به بند کشید. نمی توان از تعهد اجتماعی گفت و رابطه ی هنرمند را با اجتماع سد کرد. هنرمند به اقتضای آن چه می‌‌کند شاهدی ست بر آن چه پیرامون اش می گذرد. ادراک روح زمانه حرفه ی اوست و این تنها با حضور او در جامعه ممکن می‌شود.
ما امضاءکنندگان این نامه خواستار آزادی همکاران خود هستیم. روشن شدن اتهام ، اطلاع دقیق از وضعیت کنونی آن ها، امکان ملاقات و برخورداری از وکیل انتخابی حداقل حقوق مسلم قانونی و انسانی ایشان است.

جمهوری اسلامی ۲ مخالف حکومت را کشت Iran start to execution of protesters

با تمام قوا ماشین جنایت جمهوری اسلامی را خرد کنیم

سحرگاه  پنج شنبه ۲۸ ژانویه برابر با ۸ بهمن، جمهوری اسلامی دو نفر از مخالفین حکومت اسلامی را به دار کشید. محمد رضا علی زمانی و آرش رحمانی از معترضین حکومت اسلامی بودند که پس از شکنجه های فراوان و وادار کردن آنها به اقرار به فعالیتهای انجام نشده، سحرگاه امروز به دار آویخته شدند. همچنین دادسرای عمومی و انقلاب تهران خبر از محکومیت ۹ نفر از معترضین به اعدام را داده و اعلام کرده است که احکام اعدام این ۹ نفر پس از قطعیت احکام به مرحله اجرا گذاشته خواهد شد.

محمد رضا زمانی و آرش رحمانی هر دو مدتها قبل خیزش های انقلابی اخیر دستگیر شده اما به منظور ارعاب و تحمیل خفقان بیشتر به جامعه و در هراس از رشد و گسترش اعتراضات بیشتر درست دو هفته قبل از ۲۲ بهمن به دار کشیده شدند. محمدرضا زمانی و آرش رحمانی در طول دوران زندان خود مورد شکنجه های زیادی قرار گرفته بودند. آرش رحمانی قبلا اعلام کرده بود که جمهوری اسلامی برای فشار و شکنجه روانی به او پدر و خواهر باردارش را بازداشت کرده و آزادی هر دو را در گرو اعترافات ساختگی آرش قرار داده بودند.

صادر کننده حکم اعدام این دو نفر و سایر مخالفین سیاسی حکومت اسلامی سعید مرتضوی است. همان جلاد کهریزک که جنایتها و شکنجه ها و تجاوزاتش به زندانیان چنان رسوایی و فضاحتی به بار آورده که داد و فغان یاران حکومتی اش را نیز برانگیخته است.

مردم
جمهوری اسلامی قصد دارد با این اعدامها جلوی اعتراضات به حق مردم را بگیرد. هدف جمهوری اسلامی از این
اعدامها همچون گذشته، فقط این است که بکشد تا بتواند بماند و بیشتر شکنجه دهد و بیشتر بکشد.
باید با تمام قوا در مقابل کل این دستگاه تولید جنایت جمهوری اسلامی ایستاد. باید این سلاح بقای جمهوری اسلامی از چنگش بیرون کشید. باید با تمام قوا برای به زیر کشیدن این دولت جنایتکار به میدان آمد و اعتراض کرد.
کمیته بین المللی علیه اعدام مردم را در سراسر جهان فرا میخواند که با برگزاری مراسمهای یادبود محمد رضا زمانی و آرش رحمانی وسیعا به اعدامهای جمهوری اسلامی اعتراض کنند.
کمیته بین المللی علیه اعدام همچنین از تمام دولتها و سازمان های بین المللی میخواهد که فورا به مقابله جدی با اعدامها برخاوسته و سفارتخانه های جمهوری اسلامی را بسته و این حکومت آدم کش را از تمام مجامع بین المللی اخراج کنند
.
کمیته بین المللی علیه اعدام
۲۸ ژانویه ۲۰۰۹

farshadhoseini@gmail.com
MinaAhadi@aol.com

تلفن های تماس با ما:
فرشاد حسینی: ۰۰۳۱۶۸۱۲۸۵۱۸۴
مینا احدی: ۰۰۴۹۱۷۷۵۶۹۲۴۱۳

نوروز هم دارن از ما میگیرن غیرت نشون بده

 

سازمان ملل متحد نظر سنجی بزرگی را در ارتباط با ثبت جهانی نوروز انجام داده است مبنی بر این که اگر یک میلیون نفر از ایران به سازمان ملل ایمیل بفرستند این روز به نام ایران ثبت خواهد شد اما اگر به اندازه کافی ایمل زده نشود این روز به نام افغانستان ثبت خواهد شد.از حق کشورتان دفاع کنید و نگذارید که نام ایران و ایرانی از جهان محو شود.نگذارید که بلایی که بر سر خلیج فارس ما آمدبر سر نوروز ما هم بیاید


http://www.petitiononline.com/Norouz/

غربت نشین

وقتی که در غربتی مدام نگرلنی که نکند برای فلانی فلان اتفاق افتاده باشد. یا اینکه فلان کس را دیگر نتوانی ببینیش یا عمر تو کفاف ندهد یا عمر او. حالا این بدتر می شود اگر کشورت را در بحبوهه ی یک بحران ترک کرده باشی ؛ مدام نشسته ای و منتظر که فلانی را که گرفته اند آزاد میکنند؟ یا فلان دیگر را کی می گیرند؟ یا در لیست کشته شدگان فلانی را می شناسی یانه؟

بیشتر بخوانید…

ادامۀ این وضعیت ممکن نیست!

مصاحبۀ مجلۀ اشپیگل (آلمان فدرال) شمارۀ 1- 2010 با سعید منتظری

ترجمۀ س. حاتملوی 

س- حجت الاسلام منتظری، امکان تماس با شما فقط بوسیلۀ تلفن همراه ممکن شد. محل اقامت شما کجاست؟ آیا در خانه تان تحت نظر هستید؟

ج- من در شهر قم هستم. در خانه‌ام که نزدیک خانۀ پدرم قرار دارد. حق تردد من رسماً محدود نشده است. ولی بعضی وقتها پنجره های خانه‌ام به لرزه در می آیند. این کار توسط عوامل رژیم انجام می گیرد. به این وسیله می خواهند مرا تحریک بکنند. دفتر پدر من بشدت تحت نظر نیروهای امنیتی قرار دارد. حسینیۀ او ۱۲ سال قبل توسط رژیم بسته شد و حالا هم تحت اشغال آنها قرار دارد.

س- آیا توانستید پدرتان را – که یکی از مشهورترین روحانیان ایران و رهبر معنوی اپوزیسیون محسوب می شد- محترمانه به خاک بسپارید؟

ج- نیروهای امنیتی فقط ۲۴ ساعت اول ما را راحت گذاشتند. آنها بلافاصله بعد از خاکسپاری پدرم با رفتاری اوباشانه جلوی خانۀ او تجمع کرده و توسط بلندگو به او توهین کردند. س- اینها چه کسانی هستند؟ پلیس، یا سربازان اونیفورم پوش؟ ج- نه، مردان اونیفورم پوش فقط نظاره گر بودند. این، نیروهای بسیجی اعزام شده توسط حکومت بودند که دست به عمل زدند. البته باید گفت که برای اولین بار در شهر قم نیز مخالفین رژیم با شعارهای تعیین کننده‌ای مانند «مرگ بر دیکتاتور» وارد عمل شدند.. لذا می‌توان گفت که ادامۀ این وضعیت ممکن نیست. س- هفتم پدر شما مصادف با روز عاشورا بود. در این روز، تظاهرات در شهرهای بزرگ به اوج خود رسید و با هشت کشته…

ج- … که مسئولیت آن به گردن حاکمیت است. مسبب آن عوامل رژیم هستند.

س- در میان تظاهرکنندگان نیز آمادگی برای خشونت به چشم می‌خورد. آنها خود روهای پلیس را آتش زده و به نیروهای بسیج حمله کردند.

ج- مردم عادی هیچ نفعی در به آتش کشیدن مایملک کسی ندارند. آنها برای ابتدائی ترین حقوق مشروع خود تظاهرات می کنند. آنها توسط نیروهای امنیتی تحریک شدند.

س- آیا پدر شما که در فتواهایش مقاومت مسالمت آمیز را توصیه می‌کرد، می‌توانست همین نظر را داشته باشد؟

ج- صد در صد. پدر من همیشه سرکوب توسط حاکمیت را محکوم کرده و مقاومت در مقابل حاکمانی که از قدرت خود سو استفاده می کنند را یک حق و حتی یک وظیفۀ دینی می دانست. او برای این کار سالهای بسیاری از عمرش را قربانی کرده بود. حتی اگر علت درگذشت او ایست قلبی باشد، ولی باز هم درمرگ او رژیم مقصر است. نه فقط تضییقات علیه شخص او، بلکه رفتار رژیم با مردم نیز به او فشار می آورد.

س- آیا پدر شما در روزهای آخر عمرش بقای جمهوری اسلامی را ممکن می‌دانست؟ خود شما ادامۀ حیات حکومت مذهبی را ممکن می دانید؟

ج- پدر من تا به آخر امیدوار بود که حاکمان فعلی سر عقل آمده و بدین ترتیب جلوی زیانهای بیشتری برای مردم گرفته شود. به نظر من سیستم حکومتی آیندۀ کشور چندان مهم نیست. این سیستم می تواند یک جمهوری اسلامی و یا یک جمهوری لائیک باشد. حتی اینکه یک رژیم سلطنتی باشد هم برای من چندان مهم نیست. آنچه که مهم است، اینست که مردم در آزادی و رفاه زندگی کرده و بتوانند اعتراضاتشان را به گوش حاکمان برسانند.

س- آیا چنین تغییری با رهبری خامنه‌ای ممکن است؟

ج- مشکل بتوان گفت. اولاً باید کسانی که مسئول جنایات و سرکوبهای اخیر هستند، از مردم عذر خواهی بکنند. این اولین شرط ادامۀ حیات رژیم جمهوری اسلامی است. ثانیاً با استعفای احمدی نژاد باید پست ریاست جمهوری به کسی که بیشرین آرا مردم را بدست آورده است، واگذار شود. این شخص هم میر حسین موسوی است.

س- آیا موسوی برای این پست فرد مناسبی است؟ آیا رئیس جمهور سابق مردی نیست که به گذشته تعلق دارد؟

ج- موسوی هیچوقت ادعا نکرده است که رهبر جنبش است. اگر صحبت از آیندۀ کشور باشد، در آن صورت باید شورائی که به غیر از موسوی متشکل از کسانی مثل روحانی و سیاستمدار مخالف مهدی کروبی و همچنین رئیس جمهور سابق محمد خاتمی – که طرفدار اصلاحات و در بین مردم محبوبیت دارد- باشد، تشکیل شود. من با آنها دوست هستم و نظریاتشان را قبول دارم. همچنین اکبر هاشمی رفسنجانی نیز باید در این شورا عضویت داشته باشد. موسوی و کروبی در مراسم تشییع پدرم شرکت کرده و برای تسلیت گوئی – البته به شکل غیر سیاسی- به خانۀ من آمدند. من نمی توانم (دراین شورا) رل مشورتی بازی بکنم. من می‌خواهم بیشتر یک فعال حقوق بشر باقی بمانم. چونکه نمی‌خواهم بشکل فعال در سیاست شرکت بکنم.

س- آیا در این روزها می‌توان اینگونه فعالیتها را از هم جدا کرد؟
ج- حق با شماست. امروزه با شرائط حاکم در ایران غیر ممکن است. در این روزها هر پلیس دون پایه‌ای، هر بازاری و هر معلمی از نظر سیاسی فعال است. وقتی که تظاهرات به خشونت کشیده می شود، در صفوف مقدم جوانان، دانشجویان و کارگران هستند. ولی در تظاهرات مسالمت آمیز از هر قشری و هر سنی، مردان، زنان، زنان چادری مومن و زنانی که چندان در بند حجاب نیستند، شرکت می کنند. کروبی و موسوی فقط بخشی از اپوزیسیون را نمایندگی می کنند….

س- … و بعضاً به نظر می‌رسد که آنها بیشتر رهبری سمبلیک جنبش را داشته و در اصل دنباله رو آن هستند. سمت و سوی جنبش را بیشتر کسانی که آمادگی هر نوع عملی را دارند، تعیین می کنند.

ج- موسوی و کروبی خودشان تاکید کرده‌اند که رهبر همۀ کسانی که از این رژیم نامید شده‌اند، نیستند. آنها همچنین طرفدار خشونت نیستند. من و دوستانم همیشه به مردم توصیه می کنیم که در خیابانها آرامش‌شان را حفظ کرده و حوصله و صبر داشته باشند. مشکلاتی از نوعی که ما داریم، یک روزه حل نمی شوند. ولی وقتی که جوانان شاهد کتک خوردن، دستگیر شدن و حتی کشته شدن دوستان خود می شوند، در آن صورت هر گونه توصیه به رعایت اعتدال بی‌فایده خواهد بود. و شرافتمندانه بگویم در آن صورت برایم قابل فهم است. هر چند که من با آن موافق نیستم.

س- خواهرزادۀ موسوی در تظاهرات عاشورا کشته شد. در این باره معلومات تازه‌ای دارید؟

ج- این به هیچ وجه یک تصادف نبود. این یک عمل برنامه ریزی شده بود.. ما از کانال های مختلفی شنیدیم که این عمل توسط عوامل معینی طراحی و اجرا شد. می‌توان آن را به عنوان آخرین اخطار به موسوی تلقی کرد. من فاقد پیش بینی پیغمبرانه‌ای هستم. نمی‌دانم که آیا روزی او را دستگیر خواهند کرد و یا حتی خواهند کشت. ولی اگر چنین کاری صورت بگیرد، در آن صورت نتایج آن فاجعه آمیز خواهد بود.

س- چه نتایجی؟

ج- حوادث تاریخی همیشه همراه با قربانی، رنج و درد بوده‌اند. تعداد زیادی دستگیر شده، شکنجه و اعدام می شوند. خیلی ها خانواده هایشان را از دست می دهند. فقط بعد از این پروسۀ خونین است که می توان در بارۀ نتایج آن به داوری نشست. ما می توانیم به سخنان تاریخی رهبر انقلاب اسلامی آیت الله خمینی استناد بکنیم که گفت: ” پدران ما قیم ما نیستند. آنها چه حقی داشتند که این سیستم حکومتی را برایمان تعیین بکنند؟”

س- آیا شما احتمال برآمد انقلابی و براه افتادن یک حمام خون را می دهید؟

ج- امیدوارم که چنین نشود. امیدوارم که حاکمین سر عقل آمده، به یک توافق گردن گذاشته و بدین ترتیب راه را برای آشتی ملی باز بکنند. اگر این کار را نکنند، وطن من در یک سال دیگر وضعیت بدتری نسبت به حالا خواهد داشت.

س- یک سال بعد آیا هنوز احمدی نژاد رئیس جمهور و خامنه‌ای رهبر کشور خواهند بود؟

ج- احمدی نژاد برای پست ریاست جمهوری صلاحیت لازم را ندارد. …

س- … پس صلاحیت چه سمتی را دارد؟

ج- بیشتر برای شهرداری یک شهر کوچک. در مورد خامنه‌ای نمی‌خواهم نظر بدهم. ولی پدر مرحوم من یقین کامل داشت که خامنه‌ای فاقد صلاحیت لازم برای سمت رهبری است. س- شما با ابراز بی پردۀ نظریاتتان ریسک دستگیری را به جان می خرید. آیا ترسی از امنیت خودتان و خانواده تان ندارید؟

ج- من بارها زندانی شده‌ام. دفعۀ آخر ۳۲۵ روز در سلول انفرادی بازداشت بودم. من هیچگونه ترسی ندارم. اگر دلشان می خواهد، می توانند مرا دستگیر بکنند

sazgara

سلام پنجشنبه 24 دیماه 88، 14 ژانویه 2010 میلادی امروز در مورد هشت موضوع صحبت می کنیم. موضوع اول: تعدادی از بچه ها برایم پیغام داده اند که در مراسم تدفین و ختم شهید جنبش سبز دکتر مسعود علیمحمدی، شرکت می کنند. به نظر من کار بسیار درست و خوبیست. روالی که از قبل داشته ایم که شهدای جنبش را عزیز بداریم و برایشان مراسم بگیریم، که متاسفانه نمی گذارند و سرکوب می کنند، در مورد این شهید هم باید انجام بشود و تا آنجا که می توانیم در مراسم بزرگداشت دکتر علیمحمدی بکوشیم. موضوع دوم: کارگران کارخانه آونگان اراک اعتصابشان ادامه دارد و گفته اند که هشت ماه است حقوق نگرفته اند. مسئولین کارخانه هم که خصوصی سازی شده گفته اند که پول نداریم. این کارخانه ای است که دکل های برق می سازد و در واقع وزارت نیرو خریدار است و او باید پول بدهد و اجناس کارخانه را بخرد. این مشکل در مورد تمام کارخانجات یا شرکت های پیمانکاری و موسساتی که طرف دولت هستند بوجود آمده و دولت ورشکسته نمی تواند به پرداخت ها و تعهداتش عمل کند. موضوع سوم: خبرنامه اعتصاب سبز توسط دانشجویان فنی دانشگاه تهران منشر شده و به صراحت در آن گفته اند که اگر دوستانمان که زندان هستند آزاد نباشند و در کنارمان نباشند امتحان نمی دهیم. این موضع درستی است که خیلی از دانشجو ها در خیلی دانشگاه ها گرفته اند و می گویند که دانشجویان زندانی باید آزاد بشوند تا دست از اعتصاب بردارند. موضوع چهارم: سفر آقای احمدی نژاد به استان خوزستان همان طور که از قبل هم پیش بینی می شد سراغ آوردن مردم برای استقبال رفته اند. برای من نوشته اند که به هر شهری پانصد نفر سهمیه داده اند که لااقل فرماندارها بردارند و بیاورند، اتوبوس مجانی و در مراسم هم کیک و ساندیس توزیع کردند، افرادی را با لباس عشایری متحد الشکل آورده اند، و از این قبیل نمایش هایی که می دهند. جالب است که پاره ای از پروژه ها در این سفر مجددا افتتاح شده است و از این نمایش ها و خود آقای احمدی نژاد شال سبز انداخته، معلوم نیست که با این شال سبز چه می خواهد بگوید. ولی اولین قدم برای سبز شدن اینست که کف پای مردم را ببوسد و زمین ریاست جمهوری را ترک کند و برود. اگر بخواهد سبز بشود و استعفا بدهد و برود بلکه مردم از سر تقصیرش بگذرند. ولی از این نمایش ها که بگذریم، کارگران لوله سازی اهواز پلاکاردهایی را در مسیر گرفته بودند که سیزده ماه است حقوق نگرفته اند. موضوع پنجم: حرکت ما برای 22 بهمن است که به تدریج مطرح می شود و شکل می گیرد. مثل بقیه حرکت هایی که داشته ایم. همانطور که قبلا هم صحبت کردیم جنبش الان دارد نوجوان شیطان و پرقدرتی می شود و در حرکت های قبلی هم نشان داده که درست مثل یک مشت زن قوی و ورزیده و بافکر تن خودش را گرم نگه می دارد و با اکسیون های متعددی که دارد خودش را در میدان نگه می دارد و رشد می کند و عضوگیری می کند و توسعه پیدا می کند، دانشش را بالا می برد و مردم را دلگرم نگه می دارد و به میدان می آورد و هراز چندگاهی که مناسبتی پیدا می شود برای اینکه میلیونی به خیابان بیاید پایش را در خیابان می گذارد و مثل یک مشت زن که با یک گوریل در رینگ قرار دارد یک ضربه کاری می زند. دیده ایم که بعد از هر حرکت میلیونی و قدرت نمایی عمومی که می کنیم این گوریل گیج و گیج تر می شود و مطمئن باشید یک روز با صورت به زمین می خورد. بچه ها از همین حالا دارند می گویند که در 22 بهمن ضربه کاری خواهند زد و در مسیرهایی که حکومت ناچار است مثل هرسال راهپیمایی بگذارد، حضور بزرگ خواهیم داشت ضمن اینکه دیگر روش های قدیمی برای سرکوب هم خنثی شده است و امکان حضور بزرگ هست. و بعد از آن اگر 22 بهمن آن گوریل به زمین نخورد، ما چهارشنبه سوری را داریم و سیزده به در را و مناسبت های دیگر را که به طور طبیعی در این مملکت عمرشان چندین هزار ساله است و همه بیرون می آییم. به هرحال این حرکت های قدرت نمایی میلیونی ما با روش هایی که اتخاذ کرده ایم هربار حکومت را گیج و چندین قدم به عقب برده و پیام های مهمی را هم به همه دنیا رسانده است. در همین راستا کسی برای من نوشته بود آن پیشنهادی را که اگر این ها بخواهند برای برخورد با مردم این ذره پوش ها را بیاورند و از آن ها استفاده کنند، ساده ترین کار درست کردن تخم مرغ هایی است که با رنگ پر بشود و درش را هم چسب بزنیم و به شیشه اش بزنیم و دیگر هیچ کاری نمی تواند بکند. کس دیگری نوشته بود که شبیه این کار را در آمریکای لاتین این کار را با بادکنک می کردند که به بادکنک رنگی معروف بود. بادکنک را پر از رنگ می کردند و درش را گره می زدند و وقتی به ذره پوش ها در شیلی می زدند، روی شیشه را می پوشاند و نمی توانستند ببینند. راجع به 22 بهمن روزهای بعد هم صحبت می کنیم که چگونه جنبش با حفظ دیسیپلین مبارزات بی خشونت و حفظ سلامت خودش و دفاع از خودش می تواند به میدان برود و کل نظام جمهوری اسلامی را به مثابه یک رفراندوم آره یا نه بگوید. موضوع ششم: اخبار نگران کننده ای از احتمال اعدام فرزاد کمانگر می رسد، که به دنبال اعدام های قبلی که از بچه های کرد داشتند، این خشونت چندین برابر در حق کردها را در کردستان بازهم نشان می دهد. واقعا به همه ما واجب است که با تمام قوا از احکام اعدام اعلام کنیم بخصوص در کردستان که من خواهشم از تمام بچه های خوب کردستان است که با استفاده از روش های مختلف مبارزاتی مثل تعطیل کردن ادارات و مغازه ها اعتصابات و شدت شعارنویسی و راهپیمایی و غیره به اعدام فرزاد کمانگر اعتراض بکنند و به حکومت اخطار بدهند. همین جور هم از بچه ها در سایر نقاط کشور می خواهم که همبستگی خودشان را با بچه های خوب و مبارز و زیر فشار کردستان اعلام بکنند. موضوع هفتم: یکی از دوستان از رامسر برای من نوشته است که ما در این شهر شعارنویسی را شروع کرده ایم ولی آن ها هم خیلی هزینه می کنند و تابلو بزرگی را در وسط شهر زده اند، در دفاع از سپاه. به نظر من ساده ترین کار اینست که اگر کمی به آن رنگ بپاشید، هرکسی که رد بشود به خوبی می بیند که جنبش سبز مخالفتش را با این شعارها اعلام کرده است. همچنین دوستی از ایلام نوشته که همان مشکل شهر کوچک را دارند که چگونه فعالیت بکنند. قبلا گفته ام که می شود با شعارنویسی شروع کرد و آدم های فعال را شناسایی کرد و گروه های کوچک را درست کرد و کار روانی را انجام داد و طرفداران کودتاچیان را تحت فشار قرار داد، ولی در مناسبتی مثل 22 بهمن می شود جویبار های کوچکی که درست کرده ایم به هم وصل کرد و ناگهان جو اکثریت شهر را گرفت و به میدان آورد. موضوع هشتم: در مورد سوال هایی که پرسیده می شود که مبارزات بی خشونت الزاما رهبر کاریزماتیک می خواهد یا نه، که دیشب توضیح دادم خیر. الزاما نیازی ندارد. جنبش سبز ما مدل کارآمدی بوده که این مدل نشان داده از چگونه پایین به بالا هر سرباز یک رهبر، شکل می گیرد و حرکت می کند و چگونه می تواند مسیر خودش را به جلو ببرد. در جاهای دیگر دنیا مثال های دیگری هم هست که این را نشان می دهد که جنبش بی خشونت به خوبی می تواند به پیروزی برسد. تا فردا شاد پیروز موفق و سرافراز باشید به امید پیروزی ایران و ایرانی

روزهای سخت

به نظر من ترور مسعود علیمحمدی تبدیل جنگ روانی به جنگ خیابانی و حکومت ترور، توسط جریانات خودسری مانند بسیج است تا مانع مذاکره برای عبور از بحران شوند. این داستان ادامه دارد. آنها قصد به خشونت کشیدن فضای سیاسی را دارند، و ما باید این بازی را نیز با شکست مواجه کنیم. روزهای سختی است
چهارشنبه ۲۳ دى ۱۳۸۸
ابراهيم نبوي

نامه سرگشاده کروبی به ملت ایران

شبکه جنبش راه سبز (جرس): مهدی کروبی دبیرکل حزب اعتماد ملی در نامه ای سرگشاده خطاب به “ملت آزاده وعزادارایران”  ضمن تقبیح عملکرد نظامیان و لباس شخصی ها، راهکارهای خروج از شرایط  فعلی را در پنج بند مطرح کرد.

به گزارش سایت سحام نیوز، متن کامل این بیانیه بدین شرح است:

بسمه تعالی

ملت آزاده و عزادار ایران؛

آنچه در عاشورای حسینی بر این ملک و دیار رفت، مایه نگرانی و آزردگی هر انسان آزاده و مسلمانی بود؛ آنچه از خشونت عریان به چشم دیدیم و آن کشتار بیرحمانه چیزی نبود که بتوان از کنار آن به راحتی گذشت.خشونت برخی نیروهای حافظ امنیت و ارزان شدن جان آدمیزاد بدانجا رسیده است که در ظهر عاشورا در جمهوری اسلامی ایران با خودرو انتظامی ، مردم زیر گرفته می شوند و از بلندی پرتاب می گردند و سینه آنها را هدف گلوله قرار می دهند؛ لابد به آن دلیل که از رای خود پرسیده و صدایی برای حق خواهی بوده اند. و با این حال زبان ها را بسته می خواهند تا صدای دلخراش این جنايت به گوش ها نرسد. گویی که خدا ناظر بر این رفتارها نبوده است و آنچه بر عزاداران حسینی رفته را ندیده است. و گیریم که همگان را با ارعاب و تهدید به سکوت وادارند اما با فیلمها و تصاویری که جان دادن شیعیان حسینی در روز عاشورا را به تصویر می کشد و تصویری که به نام جمهوری اسلامی برای آیندگان به یادگار خواهد ماند چه می توان کرد؟ به راستی که بر این ماتم باید گریست.

 

حوادث بازداشتگاهها و ماجرای کهریزک و خشونت به زنان و دستگیری های فله ای و دادگاههای فرمایشی و ارعاب تئوریزه شده کم بود که دست آقایان به خون مردم در روز عاشورای حسینی نیز آغشته شد. طنز ماجرا اما آنجاست که طلبکار هم می شوند. دست پیش می گیرند مبادا که پس بیافتند. شب عاشورا به حسینیه جماران یورش می برند و با این حال از شکسته شدن حرمت امام و عاشورا نیز سخن می گویند. با چاقو و قمه به جان مردم در تهران و مشهد می افتند و بعد حکم محاربه برای دیگران صادرمی کنند. مواجب بگیران را به جان مردم می اندازند و مردم را فریب خورده و مزدور اجنبی می خوانندمنتقدان خود را منافق می نامند و کسی را روانه زندان می کنند که پدرش شهید مظلوم آیت اله بهشتی، قربانی منافقین بوده است. او را بازداشت می کنند آن هم در دانشگاه و در سر کلاس درس. البته آقایان حرمتی نیز برای دانشجو و دانشگاه باقی نگداشته اند و دانشگاه را پادگان کرده اند. دیدیم که چگونه در شانزدهم آذر ماه به دانشگاه قشون کشی کردند و دانشجویان را روانه زندان ساختند.

 

مردم ایران چه شیعه و چه سنی همواره احترامی خاص برای اهل بیت و مراسم مذهبی در ایران قائل بوده و هستند. آنچنانکه مسیحیان نیز در عاشورای حسینی نذر و نیاز خود را ادا می کنند و بی حرمتی به عاشورا در مملکت ما امری بی سابقه بوده است. البته شکستن حرمت عاشورا اگر از کسی سرزده باشد نیز محکوم است و پرواضح است که ارتکاب چنین اتهامی باید در دادگاه صالح رسیدگی ومطابق قوانین کشور مرتکبین مجازات گردند اما آقایان به عینه حرمت عاشورا را شکسته اند و با این حال مردمی چنین نجیب را به شکستن حرمت عاشورا متهم می کنند؛ انگار ندیده اند که شهیدان ما در عاشورای امسال لباس سیاه بر تن داشتند. گناهی را با گناه دیگر می شویند و یک دروغ را با دروغ دیگر تکمیل می کنند. گویا برای هدفی مقدس می توان دروغ را بر دروغ انباشت. آقایان از اندیشه ماکیاولی تنها همان جمله را خوب آموخته اند که هدف وسیله را توجیه می کند. دروغ می گویند اما تا به کی؟

 

 

همه اینها را انجام می دهند و جالب است که آنقدر احساس ترس و تنهایی می کنند که علما و چهره ها را در تنگنا قرار می دهند تا بیایند و با مظالم شان همراه شوند. امامان جمعه را بسیج می کنند تا در حرکتی هماهنگ به میدان بیایند و منتقد معترض را محارب بخوانند و راه را برای یک سناریوی از پیش طراحی شده دیگر بگشایند. معنای همه چیز وارونه شده بود که محارب نیز بر آن افزوده شد. نمی دانستیم که طلب کردن رای خود و اعتراض به دزدی سیاسی نیز از نگاه آقایان مساوی با محاربه و مصداق مفسد فی الارض است. تقسیم مردم به شهروند درجه یک و دو و خس و خاشاک کم بود که مردم را بزغاله و گوساله نیز نامیدند. مرحبا به این جسارت و بی پروایی!

 

 

خدایا تو شاهد باش که برای چهار روز حکومت چه آبرویی از اسلام و انقلاب بردند و چه ارزان موجبات تنفر مردم از روحانیت را فراهم کردند. خدایا تو شاهد باش که چگونه یک جدال سیاسی را به یک جنگ مذهبی تبدیل کردند تا بتوانند به نام دین، حق خواهی سیاسی مردم را سرکوب کنند. کار ما بدانجا رسیده است که یک گروه سیاسی به نام جامعه مدرسین اطلاعیه می دهد و یک مرجع عالیقدر، آیت الله العظمی یوسف صانعی را از مرجعیت سلب می کند. جامعه مدرسین فعلی گویا تصور می کند از همان جایگاهی رفیعی برخوردار است که جامعه مدرسین پیش از انقلاب و در ابتدای انقلاب برخوردار بود. برخی از اعضای تازه به دوران رسیده جامعه مدرسين در غیاب اساتید گرانقدر بر اين خیال خام‌اند که یک مرجع را با یک اطلاعیه می توان از مرجعیت به در کرد. در حکومت اسلامی به مسجد و منزل و مدرسه عالم مجاهد آیت الله علی محمد دستغیب به خاطر اظهار نظری حمله ور میشوند و مردم را با توسل به زور از مسجد بیرون و خانه خدا را پلمپ می کنند. به نام مذهب، حکومت می کنند و با این حال چنین آبرو از مذهب می برند.

 

 

در این آشفته بازار اگر چهره ای همچون جناب آقای میرحسین موسوی نیز نجیبانه پیشنهادهایی را برای عبور از بحران پیشنهاد می کند پاسخ او هتاکی و توهین هایی است که از هر سو سرازیر می شود. گویی برخی از دست اندرکاران امور نه تنها تمایلی به آرامش ندارند که نان خود را در تنور بحران و آشوب و سرکوب می بینند و راه توفیق خود در قدرت را صرفا با وجود چنین شرایطی گشوده می یابند و بحران را با بحرانی دیگر پیوند می زنند. حال آنکهخروج از بحران در گرو اجرای کلیه اصول قانون اساسی است ؛ امری که شرط اساسی آن استقلال قوه قضائیه و اجتناب از سیاست در امر قضاوت است؛ همچنان که امام بزرگوار نیز فرمودند “قوه قضائیه قوه ای است مستقل و هیچ مقامی حق دخالت در آن را ندارد” و “قضات نیز نباید گوش به هیچ کس بدهند”. ما کجا و توصیه حضرت امام کجا!

 

آری، عده ای بر این گمان اند که با بستن تمام روزنه های اصلاح و دربند کردن تمام اصلاح طلبان، چراغ اصلاح طلبی خاموش خواهد شد و پرچم مبارزه با دروغ و فریب بر زمین خواهد افتاد. من اما شهادت می دهم که ارعابها و تهدیدهای روزافزون، نه تنها مرا در پیمودن مسیری که در پیش گرفته ام سست تر نکرده که راسخ تر کرده است و به واسطه ایمانی که به راه خویش دارم خود و فرزندانم را آماده هر گونه مصیبتی نیز ساخته ام. به نظر اینجانب خروج از بحران دامنگیر فعلی توجه به موارد ذیل خواهد بود:

 

1- اعتراف و توبه ظالمان و بخشش مردم: آنانی که مسبب مظالم عاشورای حسینی و حوادث پس از انتخابات بوده اند باید توبه کنند نه آنهایی که برای احقاق رای خود شهید داده اند. آنهایی باید توبه کنند که چوب حراج بر ثروت ملی کشور زده اند و از کیسه مردم حاتم بخشی کرده اند و مردم را در فقر و تنگدستی رها کرده اند. آنهایی باید توبه کنند که افراد بی صلاحیت را تایید صلاحیت کردند و افراد واجد صلاحیت را رد و مردم را از حق انتخاب کردن محروم ساختند و برای تغییر رای مردم جواز صادر کردند و اعتراض مردم را با گلوله سرکوب نمودند. آنهایی باید توبه کنند که دانشجویان را از تحصیل محروم کردند و بی دانشان را بر صدر نشاندند. توبه ظالمان اولین راه بازگشت آرامش به کشور و تسکین دل های داغدیده است. مردم ایران اهل زیاده خواهی نیستند. توبه کنندگان را که به گناه خود اعتراف کنند خواهند بخشید اگرچه ظلم آنها را فراموش نخواهند کرد. نه کسی به دنبال انتقام است و نه انتقام گیری درمانی بر ظلمهای رفته بر مردم خواهد بود.

 

2- انحرافی که از انقلاب ایران صورت گرفته باید اصلاح شود. انقلاب را بی شک صاحبان قدرت منحرف کرده اند و نمی توان بار این انحراف را بر دوش مردم گذاشت. اصلاح این انحراف نیز تنها در گرو اجرای قانون اساسی و کنوانسیون های بین المللی است که ما آنها را امضا کرده و به اجرای آنها متعهدیم. آزادی مطبوعات و به رسمیت شناختن فضای نقد و نقادی ، آزادی زندانیان سیاسی و حاکمیت حقوق ملت حرکت در مسیر اصلاحی است. نمی توان افراد را به صورت فله ای بازداشت و محاکمه کرد و بدون وکیل و هیات منصفه و به صورت غیرعلنی و در فضایی امنیتی و بدون رعایت اصول آیین دادرسی هر اتهامی را بر آنها بار کرد و با این حال دم از انقلاب و جمهوریت و اسلامیت نیز زد. انقلاب ما به انحراف رفته است و این انحراف تنها با به رسمیت شناختن آزادیهای مصرح در قانون اساسی اصلاح خواهد شد.

 

 

3- پرهيز از خشونت : احیای آزادی ها و مبارزه با استبداد را تنها با ابزار اصلاحات می توان پیش برد. ما معتقد به اصل ولایت فقیه و جمهوری اسلامی متکی بر آرای 98 درصدی هستیم نه جمهوری اسلامی ای که ارزشی برای رای مردم قائل نیست. بر این اساس ما معتقد به اصلاحات و مبارزه غیر خشونت آمیز برای بازگرداندن قطار انقلاب به ریلی هستیم که از آن خارج شده است. برای پیش برد مبارزه ای مسالمت آمیز نباید به دامان خشونت افتاد. اگرچه من اطمینان دارم که برخی از دست اندرکاران امور از افزایش خشونت استقبال می کنند چه آنکه آنها تنها در فضایی آکنده از خشونت است که می توانند راه را برای سرکوب بگشایند. از اینرو پرهیز از خشونت اصلی اساسی در حق خواهی اصلاح طلبانه ما بوده است و خواهد بود.

 

 

4- ریشه یابی و علت یابی حوادث اخیر: دستگاههای امنیتی بهتر است که به جای پروژه های نخ نما شده و اعتراف گیری های بی حاصل به دنبال ریشه یابی اتفاقات باشند. به فرض که مردم معترض رفتاری تندتر از انتظار نیز در روز عاشورا از خود نشان داده باشند باید به سراغ علت ها رفت نه نتیجه. کلام خداست که ” فریاد توام با تندی را دوست ندارد مگر آنکه فریاد مظلوم باشد”. اگر خشونتی از سوی برخی از مردم سرزده است باید دید که چه برخوردی با آن جمعیت میلیونی در بیست و پنجم خرداد که تنها شعارشان سکوت بود صورت گرفت که آنها چنین تغییر مشی داده اند؟ آیا اگر خشونتی از سوی برخی معترضین صورت گرفته باشد نتیجه خشونت برهنه و ظلمی نیست که بر آنها روا شده است؟ دستگاههای امنیتی به جای آنکه در توجیه حوادث و سناریوی ذهنی خود بر دایره بازداشت ها بیافزایند بهتر آن است که ریشه این مظالم و خشونت ها را شناسایی کنند؛ که از دیدگاه اینجانب ریشه این اتفاقات و مظالم و عصبانیت مردم نیز به انتخابات ریاست جمهوری 84 بر می گردد؛ انتخاباتی که نقطه آغازی در نادیده گرفتن رای و حق مردم بود.

 5- من مهدی کروبی آمادگی خود را برای مناظره با هر نماینده ای از سوی حکومت اعلام می کنم تا مشخص شود که این انقلاب را چه کسانی به انحراف بردند و مسئول مظالم رفته بر مردم چه افراد و گروه هایی هستند. ما را منافق و فتنه جوی و وابسته به دولتهای غاصب وسلطه جو خوانده اند. شیوه ما البته این نیست که مخالف خود را منافق و ضدانقلاب و برگشته از اسلام بخوانیم. اما تنها یک مناظره واقعی که مردم نظاره گر مستقیم آن باشند روشن خواهد ساخت چه کسی با حق است و چه کسی بر حق؛ چه کسانی از منافع ملي، عزت و سربلندی مردم بزرگ ایران و آرمان هاي امام فاصله گرفته و چه کسانی هنوز بر آن آرمان ها پایبند هستند. در این میان داوران اصلی مردم خواهند بود و چه داوری بهتر از مردم.

مهدی کروبی21 دی ماه 1388

مزدوران سعی دارند تا خامنه ای را به محبوبترین سیاستمدار بدل کنند

ه كروبي و منتظري و موسوي راي دهيد تا خامنه اي پايين بيايد 
فوريييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييي
به جنگ لحظه به لحظه اينترنتي نظر سنجي با مزدوران بپيونديد 
مزدوران قصد دارند خامنه اي را در محبوبيت اين نظر سنجي بالا ببرند – نكته:به احتمال زياد ميتوانيد با هر بار رفرش كردن صفحه يك بار راي دهيد 
بشتابيد – اطلاع رساني كنيد 
سازمانهاي اطلاعاتي و دولتي و نظامي و بسيج فراخوان داده اند
http://www.whopopular.com/Mehdi-Karroubi
كروبي
http://www.whopopular.com/Mousavi
موسوي
http://www.whopopular.com/H-Ali-Montazeri
منتظري
فورييييييييييييييييييييييييييييييييييييييي

محسن سازگارا

سلام
دوشنبه 21 دی 1388 – 11 ژانویه 2010 میلادی
بازهم چند ایمیل داشتم که به من تذکر داده بودند که یک باراشتباه سال 2009 به جای 2010 را نکرده ام. سه چهارروزدیگرهم این اشتباه راکرده بودم که واقعا رویم سیاه است  و مجدداعذرخواهی می کنم. امیدوارم که ذهن من بتوند خودش را تنظیم بکند برای سال 2010 واین اشتباه تکرارنشود.
امروزراجع به 6 موضوع صحبت می کنیم.
بیشتر بخوانید…